داستان حسنی به روایت امروزی...

 

حسنی نگو جوون بگو

 


علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه

 


نه سیما جون ،نه رعنا جون

 


 

 

83_6_20_baby.jpg  304727c38a6878595b6fc3350f58073cb751_h.jpg

نه نازی و پریسا جون

 


هیچ کس باهاش رفیق نبود

 

 

 

 

83_5_2_baby1.jpg  child.jpg


تنها توی کافی شاپ

 


نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟

 


نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!

 


نه نمی دم نه نمی دم

 

 

 

4.jpg

گل پری جون با زانتیا

 


ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟

 


دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی

 


گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!


نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟


واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟


نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری


موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه

 

bd67ce8468.jpg

در واشد و پریچه

 


با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟

 


مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را

 


داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا

 


دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه

 


اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

 


موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

 


 

 

eqqjo7~0.jpg

 



نازی اومد از استخر

 


تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم

 


میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم

 



چرا نمی ای ؟

 


واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب

 ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟

 


نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

 


موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت

 


رسید به یک کافی نت

آن شد ورفت تو چت رووم

 


گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟

 


چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی

 


علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه

 


رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟

 


اره می خوام اره میخوام



چاهارتا شرعن بگیرم ؟

 


اره می خوام اره میخوام

 

NeverAlone2_sized.jpg


حسنی اومد موهاشو

 


یه خورده ابروهاشو



درست وراست وریس کرد

 


رفت و توو کوچه فیس کرد



یه زن گرفت وشاد شد


زی ذی شد و دوماد شد

 

 

 

jybyt6t.jpg

 

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
شروین

از نظر منتقدان، ایلیا میم رام الله در عرصه ها و اندیشه های مختلف باطنی، از جایی آغاز كرده است که دیگران تمام کرده اند. www.oloomebateni.com www.oloomebateni-oloomebateni.blogspot.com http://www.oloomebateni.com/Bultan/2314/

مسعود گل محمدی

سلام اما حسنی یه غصه دیگه داره . یه کم اونورتر تو کوچه بغلی حسنی یواشکی هرچی گیرش بیاد میکشه ژل میزنه کلی بخودش میرسه تا کسی نفهمه یا نئشه است یا خماره .درد حسنی شاید یه روز بیکاری بود اما اون روزا فقط بیکاری بود وقتی بیکاری بشه معضل همه چی توش پیدا میشه .کاش حسنی بیکار بود اما همیشه یه دسته گل میموند

شیما

سلام هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی . . . بروزم ومنتظر حضور گرمت. جالب بودممنونم.

شیما

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است...

نکیسا

باورت گر بشود ، یا نشود ، حرفی نیست اما... نفسم میگیرد; در هوایی که نفس های تونیست... وب زیبایی ذاری... آپم زود بیا

افشین

[گل] درود گرامي ... [گل] به بهانه حج عمره که آغاز شده زآئران دست خدا همرهتان من همین اینجا عبادت میکنم من همین اینجا توی ایران خود حضرت حقو ستایش میکنم [لبخند] سربزن ...